سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385
ترانه چیست؟
یکی از دوستان ترانه سرا چندی پیش در مصاحبه ای که فرمایشی بودنش پیش از هر چیز به چشم می خورد . در جایی از مصاحبه اش در تعریف ترانه گفته بود که : ترانه نازلترین قالب شعریست !!! یاللعجب از این اظهار نظر آنهم از سوی کسی که خود را ترانه سرایی زبده و فرهیخته می داند و ادعای طلایه داری هم دارد !!!
اصولا نوشته ی مکتوب و مستند قابل ارائه ی چندانی از تاریخ ترانه سرایی این مرزو بوم در دست نیست وترانه سرایی امروز ما از اواخر دوره ی قاجاریه و با کسانی چون شیدا و عارف قزوینی شروع می شود و سالها بعد پس از تاسیس رادیو سر و شکلی منسجم و حرفه ای به خود می گیرد . همزمان با شیدا و پیش از او تصنیف ( ترانه را در آن دوران تصنیف می نامیدند ) شامل آهنگهایی سخیف و نازل بوده که مطربهای دوره گرد می خوانده اند و به قول عارف : پیش از مرحوم شیدا تصنیف برای . . . ده های دربار بود ! و چند تایی از این تصنیف ها که سالهای بعد هم خوانده می شده در کتاب کوچه ی شاملو گرد آمده است که در برخی از آنها حتی فحش و الفاظ رکیک هم دیده می شود ! مثلا :
آلو آلو آلو آلو آلوچه
قر ِ خوب خوب می خوای ، بزن تو کوچه
آلو آلو آلوچه آلو
نومزد بازی خوبه پهلو به پهلو
و قس علیهذا
و با همت شیدا این قالب احیا و با آثار عارف در میان خاص و عام مورد مقبولیت قرار می گیرد . شایان ذکر است تا سالها شاعران شناخته شده ای که در این عرصه قدم می نهند از انتشار ترانه هایشان در میان غزلیات یا اشعار دیگرشان معمولا اکراه دارند نگاه کنید به آثار منشر شده ی کسانی چون : سایه ، سیمین بهبهانی ، حسین منزوی ، یداله رویایی ، فریدون مشیری و . . . و حتی معینی کرمانشاهی که به عنوان ترانه سرایی حرفه ای سالهای سال در این زمینه فعال بوده ( تا آنجا که من دیده ام ) کتاب مستقلی برای مکتوب کردن این ترانه ها منتشر نکرده و در مجموعه ای شمعها بسوزید هم هیچ ترانه ای از خود نیاورده است و این موضوع را می توان از دو جنبه بررسی کرده :
اینان ترانه را هنری شنیداری می پندارند و بر این عقیده اند که کلام را باید را با آهنگ آورد و شکل مکتوب این آثار خالی از فایده است .
ترانه را گونه ی تجاری شعر دانسته و با توجه به محدودیتهایی که در ترانه نسبت به شعر وجود دارد ، از سلیقه ی پدید آورندگان و مخاطبین گرفته تا دشواریهای آوردن تکنیکهای شعری و حوزه های مضمون در ترانه همه باعث شده تا اینان ترانه هایی که سروده اند را جدی نگیرند .
حال امروز با داشتن تجربه های موفق و تکوین یافته در عرصه ی ترانه دیگر سخن از نازل بودن این گونه حرفی واهی و فاقد اعتبار است که از بی دانشی گوینده ناشی می شود . برای نمونه به آثار ایرج جنتی عطایی و دیگر نام آوران دیروز و امروز ترانه نگاه کنید به سطور درخشانی چون نمونه ی زیر :
ترسم از بی رحمی شب نیست ، ترسم از دلتنگی فرداست
ترسم از شب مرگی آواز ، ترسم از تدفین قمری هاست
سهمی از رجعت انسان ، سهمی از خدا شدن باش
سهمی از معجزه ی عشق ، سهمی از معراج من باش . ( 1 )
و چگونه می توان این گونه آثار که جریان پویای ترانه سرایی معاصر است را نادیده گرفت ؟ و با اینکه باور دارم که متاسفانه بسیاری از آثاری که می شنویم این ویژگی را ندارند مثل شاهبیت زیر :
همه حرفاش مثه بهروز و ناصر / زبان من ز وصفش گشته قاصر ؟!!!!! ( 2 )
ولی این دلیل نمی شود که ترانه را نازل بنامیم چرا که در تمامی هنرها با جریانات سطحی و فاقد ارزش روبرو هستیم . مثل این است که با دیدن شاهکاری مثل : آبی و بانوی کوچک ، سینما را هنری نازل بنامیم !
سعید کریمی – 26/10/83
پانوشت ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- رازقی – آهنگ فرید زلاند و صدای ابی
۲- از ابداعات هاتف علیمردانی است .
با اجازه اقای کریمی از روی وبلاگ tarane.blogfa.com
پنجشنبه سیزدهم مهر 1385
اشتباه
می خوام یه اعتراف کنم منم گناه می کنم
هر روز تو پیچ کوچمون تو رو نگاه می کنم
ببین که خالیه هنوز جای تو پیش جسم من
ولی برای بی کسی تو رو پناه می کنم
نشستی تو چشای من ولی دلم تنگه برات
تو غزلام نگاهتو ردیف ماه می کنم
نگو برم نگو دیگه چش ندوزم تا تو بیای
نگو اگه تو فکرتم تو رو تباه می کنم
من نمی گم تو بد شدی فکر کسی تو سرته
تو رو خدا بهم بگو که اشتباه می کنم

